مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
37
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
اين ارتباط با اهل كتاب و تأثير پذيرى از آنان ، حتى در درون خانه نيز موجبات آزار و اذيت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را فراهم مىآورد ؛ چنان كه نقل شده است : روزى حفصه ، همسر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ، نوشتهاى از داستان يوسف را كه بر استخوانى نوشته شده بود نزد آن حضرت آورد و آغاز به خواندن آن كرد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « به آن كه جانم در دست اوست سوگند ، در حالى كه من در ميان شما هستم ، اگر يوسف هم بيايد و شما از او پيروى كنيد ، گمراه شدهايد ! » « 1 » برخى از صحابه نيز به اين دليل بر حفظ ارتباط نزديك و محكم با يهود و نصارى پاى مىفشردند كه اگر روزى مسلمانان به سختى شكست بخورند ، يا نشانى از ناتوانى و افول قدرت و زوال اقتدارشان ديده شود ، از آن استفاده كنند . سدّى گويد : هنگامى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در جنگ احد زخمى شد ، عثمان گفت : من بايد به شام بروم و از دوست يهوديم در آن جا امان بگيرم ، زيرا بيم آن دارم كه روزگار به نفع يهود ورق بخورد . طلحة بن عبيدالله نيز گفت : من بايد به شام بروم و از دوست نصرانى خود در آن جا امان بگيرم زيرا بيم آن دارم كه روزگار به نفع مسيحيان ورق بخورد . سدى گويد : يكى از آن دو قصد داشت كه يهودى شود و ديگرى مسيحى . « 2 » مراتب طمع منافقان از ورود به اسلام ، در موارد زير قابل تصوير است : 1 - رسيدن به رهبرى و حكومت و سلطه بر جامعه ، به منظور اشباع غريزهء سلطهجويى . علامهء طباطبائى در اين باره مىگويد : در ميان جوامع مردان بسيارى ديده مىشوند كه به دنبال هر دعوتگرى راه مىافتند و بر گرد هر فريادى تجمع مىكنند . بدون
--> ( 1 ) - المصنف ، عبدالرزاق ، ج 6 ، ص 113 - 114 ، شمارهء 10165 . ( 2 ) - نهج الحق و كشف الصدق ، ص 305 - 306 . ابن كثير نيز در تفسير خويش ( ج 2 ، ص 68 ) مطلب را اين گونه نقل كرده است : « سدّى يادآور شده است كه اين آيه درباره دو مردى نازل شده است كه يكى از آنها پس از جنگ احد به دوستش گفت : اما من نزد اين يهودى مىروم و به او پناهنده مىشوم و به كيش او درمىآيم ، باشد كه در دوران سختى بر حالم سودمند باشد و ديگرى گفت : من نزد فلان نصرانى در شام مىروم و به او پناهنده مىشوم و به كيش او درمىآيم . . . » خازن در تفسير « لباب التأويل فى معانى التنزيل » خويش مطلب را چنين نقل كرده است : « سدّى گويد : چون جنگ احد روى داد . . . مردى از مسلمانان گفت : من به فلان يهودى مىپيوندم . . . و ديگرى گفت : من به فلان نصرانى از اهل شام مىپيوندم . » بغوى نيز در تفسير خويش به نام « معالم التنزيل » كه در حاشيه تفسير خازن به چاپ رسيده است ، اين مطلب را نقل كرده است .